انتخاب کرده بودم
اینکه رفت و آمدهای کنار گذر را جمع کنم
برای روز قحطی
و تو مدام بیتابی
که من دوباره باز می گردم ؟
عزیز! ثانیه های بازار مرا
با سالیان عمر خود بسنج
من نیمه عمر زمین را دارم
و پاههای بچگیم به پول نگاه می کند.
و آن سمور خوش فکر
که به حلقم می اندیشد و هنوز
امید بسته است ..............
درحالی که به هم بسته نبوده ایم
پرده بیانداز تا چشمبندی کنم
راههای جمع کرده را
( ...
وعمر تو کوتاهتر از این چشمبندی است
کوتاه تر از اینکه ببینی زمین را پول گرفته است.