تبليغاتX
فرخ لقا
شعر

انتخاب کرده بودم

اینکه رفت و آمدهای کنار گذر را جمع کنم

       برای روز قحطی

و تو مدام بیتابی

       که من دوباره باز می گردم ؟

عزیز! ثانیه های بازار مرا

          با سالیان عمر خود بسنج

من نیمه عمر زمین را دارم  

          و پاههای بچگیم به پول نگاه می کند.

و آن سمور خوش فکر

که به حلقم می اندیشد و هنوز

                    امید بسته است ..............

درحالی که به هم بسته نبوده ایم

پرده بیانداز تا چشمبندی کنم

         راههای جمع کرده  را

( ...

وعمر تو کوتاهتر از این چشمبندی است

کوتاه تر از اینکه ببینی زمین را پول گرفته است.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 21:28  توسط لیلا  |